زين العابدين شيروانى
406
بستان السياحه ( فارسي )
و زاويه و هفتصد حمام و چهار صد ميخانه و دوازده هزار خانه بيت اللّطف يعنى خراباتخانه است و در نارين قلعهء آن هفتصد باب خانه عاليست و در قصبه بلاق كه آن را عين الشّمس خوانند نيز و در نيمفرسخى شهر و سمت غربى آن و در كنار رود نيل اتفاق افتاده چهل هزار باب خانه در اوست و قريهء رقّه كه به شهر اتّصال دارد قرب هفتصد باب خانه در اوست و جميع عمارات و بيوتات آن ديار سه چهار طبقه است و همكى آن از سنك رخام تراشيده حتّى اندرون خانها و صحن عمارات و سطح بيوتات از سنك رخام تراشيده مفروش كرديده و قرب دوازده هزار ستون يكپارچه از حجر مرمر و سنك ديكر در مدارس و جوامع و مساجد و صوامع آن كار كردهاند و از غرايب آثار و عجايب روزكار دارالأماره آن ديار است كه برآوردهاند خرد خورده دان از تماشاى آن در سنكلاخ حيرت افتاده و آن حصار مشرف بر شهر و طرف شرقى او فىالجمله كرفته و سه طرف او كشاده است قبور اكابر و بزركان در آن ديار بسيار منجمله راس حسين ( ع ) بن على ( ع ) و قبر زينب و سكينه بنات امير المؤمنين ( ع ) در اندرون شهر طوافكاه اهل روزكار است و قبر محمّد بن ابى بكر و قبر عمرو بن عاص در شهر فسطاط مشهور و قبر ذو النون و عمر بن فارض ما بين رقّه و شهر زيارتكاه نزديك و دور است هواى قاهره بكرمى مايل و آبش بهغايت معتدل و بسيار با حلاوت از كثرت ايستادن تغيير نپذيرد و عفونت و بوى بد نكيرد رود نيل در جوزا و سرطان و سنبله طغيان دارد زيرا كه در آن ايّام در ملك سودان و سرچشمهء آن باران مىبارد و چون آفتاب ببرج عقرب تحويل نمايد آب از طغيان تنزّل كند آنكاه زراعت نمايند و مدار ارتفاع آن ديار منحصر برود نيل است الحاصل شهر مصر خصوصيّات بسيار دارد و تفصيل آن موجب تطويل كلامست بالجمله از حدّ انطاكيه به خط مستقيم الى كنار فرات و از لب فرات الى كنار جيحون بلكه الى آخر بلاد ختن بحسب وسعت و عظمت و جمعيّت و جامعيّت چنان شهرى ديده نشده و از باب الابواب دربند الى ساحل عمّان بلكه الى خطّ استوى در كثرت دولت و ثروت و بركت و مكنت مانند آن مدينه به نظر نيامده سكّان آن ديار عموما قوم عرب و شافعى مذهبند و طايفه قبطى و يهود و نصارى و حنفى مذهب نيز بسيار و از جماعت ترك و تاجيك و كروه مختلفه نيز بيشمارند اكثر ايشان قوىهيكل و نوخواسته و عظيمالجثه و مستوىالخلقه و كندمكون و زنان ايشان بحسن و جمال و غنج و دلال مقرونند و پسران ايشان در صباحتمنظر و ملاحتپيكر بسيار خوب و دختران ايشان مصراع شكركفتار و شيرينكار و كلرخسار و شهرآشوب و مردان آنها همكى پشمپوش و ردا بر دوش باشند و در قيد عصمت و عفّت و غيرت چندان نباشند و از محالات سخن كويند و امورى كه واقع نشده از آن كفتكوى كنند و شهوتدوست و پرخوار و كمهنر و زودرنج باشند و حبوب و غلّه ذخيره نكنند و مهماننواز و غريبپرور و ملايمكوى و متواضع باشند و خواص ايشان هوشيار و حميدهاطوار و پرهيزكارند و ارباب فضل و كمال و اهل وجد و حال در آنجا نيز بسيارند و جمعى كثير از زمرهء انبياء و اوصياء و اولياء از آنجا ظهور نمودهاند و جمّى غفير از فرقهء حكماء و عرفاء و علماء از آنجا بودهاند راقم كويد كه مدّت چهار ماه در آن شهر بوده و با شهريار و اكابر آن ديار معاشرت نموده و طريق مجالست و مخالطت بزركان دين و دولت آنجا پيموده اكر خواهد بطريق تفصيل احوال ايشان را مرقوم كرداند هرآينه در اين دفتر نكنجد و كتابى علىحدّه شود لهذا باختصار كوشيده بذكر دو سه نفر ايشان اقدام مىنمايد ذكر ابو الفضائل شيخ عبد اللّه آن بزركوار افضل فضلاى مصر و اعلم علماء عصر بود و در فضائل صورى و كمالات ظاهرى در كشور مصر كسى با او برابرى نمىنمود و از غايت فضيلت آن عزيز را ابو الفضائل كفتندى و احكام آن بزركوار را صاحبان مذاهب اربعه از دلوجان پذيرفتندى اكرچه شافعىمذهب بود امّا در هر چهار مذهب او را عديل نبود كويند بيست هزار حديث حفظ داشت و اكثر لغات قاموس در حفظ او بود و پيروان مذاهب اربعه مطيع و منقاد او بودند و خواص و عوام مصر او را از دلوجان اطاعت مىنمودند روزى در حضور جمعى از اشراف و اعيان و معارف و اركان از فقير سؤال نمود